تبليغاتX
وای خدا ممنونم که همیشه دوستم داشتی
اینجا همه چی هست تو چی میخای بگو
 
 
عادل فردوسی پور معروف به عادل نود و باندش که قصد بر اندازی ورزشی را داشتند متلاشی شد!
مدیر شبکه سه فعالیت عادل فردوسی پور در آن شبکه را تکذیب کرد!
یک منبع آگاه:عادل فردوسی پور مدارک محرمانه تیم ملی را در اختیار آمریکا قرار می داد!
عادل فردوسی پور در راه زندان به دلیل سرما خوردگی درگذشت!
 
+ نوشته شده در  سه شنبه 25 فروردین1388ساعت 6:36 بعد از ظهر  توسط داداش سیا | 

!




نگاهی به یافتن همسر در ایران باستان



در لابه‌لای تاریخ، اساطیر و باستان شناسی ایران همواره خانواده به عنوان مهم‌ترین واحد اجتماعی و نگهدارنده رابطه خویشی و پایگاه عاطفی نقش مهمی‌ایفا می‌کند. «مان» در مفهوم خانواده، از صورت اوستایی «نمانیه»، در واژه «‌‌‌خانمان» به معنی خانه و خانواده باقی‌ مانده است.

در آثار باستان‌شناسی ایران، در گورهای مختلف آثار مادری که فرزندش را بغل کرده است و حتی یک نمونه از تپه حسنلو، پایین‌تر از دریاچه ارومیه، آثار زن و مردی که یکدیگر را در آغوش گرفته‌اند، به دست آمده است که خود تاکیدی است بر مفهوم خانواده و عشق.
خانواده که امروز نیز از مقدس‌ترین و محترم‌ترین نهادهای اجتماعی به شمار می‌رود، همواره در این سرزمین از اهمیت والایی برخوردار بوده است. تا بدان ‌جا که در اعتقادات ایرانی تشکیل خانواده به صورت تکلیفی دینی در آمده است.

خانواده از نظر اقتصادی، اشتراک منافع و همیاری و امداد مادی و معنوی را تضمین می‌کند و عشق و محبت مایه استواری این پیوند می‌گردد.

در آن زمان که زن‌ربایی و حتی خرید زن در میان بسیاری از ملل و اقوام هند و اروپایی معمول و متداول بود، ازدواج ایرانی در سایه نظم و نسقی که آیین زرتشت آورده بود، نتیجه عقد بود.
وجود ایزد بانوانی چون آناهیتا و اشی و نقش آنان در تفکرات ایرانی اهمیت خانواده را بیشتر می‌نمایاند.


آناهیتا با صفات نیرومندی، زیبایی و خردمندی، به صورت ایزد بانوی عشق و باروری نیز در می‌آید، زیرا چشمه حیات از وجود او می‌جوشد و بدین گونه «مادر خدا»‌ نیز می‌شود. و اشی نماد توانگری و بخشش، ایزد بانویی است که پیشرفت و آسایش به خانه‌ها می‌برد و خرد و خواسته می‌بخشد.








به نظر ایرانیان، ازدواج نتیجه تراضی زن و مرد بود و این ازدواج در آن واحد معنی مذهبی و اجتماعی داشت.
مومن که تن به قیود زناشویی می‌دهد، برای روح خود سعادت جاودانی فراهم می‌آورد و برای خویشتن راهی خجسته به سوی زندگی آینده می‌گشاید. چرا که مومن باید در گسترش و توسعه آفرینش نیک سهیم باشد و به این منظور، چه وسیله‌ای شایسته‌تر و نیکوتر از ازدواج و به بارآوردن موجودات «اهورایی» خواهد بود؟ با این اعتقاد، تجرد در آیین زرتشتی مجاز نیست. زناشویی بی‌عقد مایه دهشت است و نزد ایرانیان پذیرفتنی نبوده است. به همین خاطر فرزندان حاصل از این گونه پیوندها از وراثت بی‌بهره بوده‌اند.
زندگی زناشویی و خانواده از لحاظ اجتماعی نیز از اهمیت والایی برخوردار بود تا بدان‌جا که در زمان ساسانیان، شاهنشاهان، به عنوان نمایندگان راستین اهورامزدا در روی زمین از ازدواج مردم حمایت می‌کردند.
دولت هر سال برای عده زیادی از دوشیزگان نیازمند جهاز فراهم می‌آورد و دختران بی‌صاحب و بی‌جهاز را به خرج خود شوهر می‌داد و در انجام دادن این گونه نیکوکاری‌ها خسرو انوشیروان سرآمد دیگر پادشاهان ساسانی بود.
ایرانیان آن‌چنان به خانواده اهمیت می‌دادند که از مشاغلی که مستلزم تجرد بود یا از زندگی حادثه جویانه که مردان را مدتی دراز از کانون خانواده دور نگه می‌داشت، مانند دریانوردی و بازرگانی، خوش‌شان نمی‌آمد.
حتی سربازان ایرانی همه زن داشتند و دلبسته اجاق‌های خانوادگی خود بودند و هر سال، جز چند ماهی خدمت به شاه مملکت دینی به گردن نداشتند.
خانواده از چنان بنیان محکمی‌برخوردار بود که حتی بچه‌دار نشدن و نازایی زن دلیلی بر برهم خوردن پیمان زناشویی نبود. زرتشتیان در این گونه موارد به راحتی بچه‌ای را به فرزندی می‌پذیرفتند. گرچه بنابر دین خود مجاز به انتخاب همسر دیگری با رعایت حقوق همسر اول بودند. اما در همه متن پهلوی «مادیکان هزار دادستان» تنها یک نمونه از دو زنه بودن می‌بینیم و این امر دلیل آن است که چنین کاری نادر بوده است.
نکته جالب دیگر در تفکر ایرانیان، همین مساله به فرزندی پذیرفتن است که تنها در مورد خانواده‌های بی‌اولاد صدق نمی‌کند. آوردن بچه‌ای به آغوش خانواده منشا مذهبی دارد. این عمل ثواب به شمار می‌آید و به منزله عبادت است. از این رو، خانواده‌ای که چند فرزند هم داشته باشد، اگر ببیند بچه‌ای از پرستاری و مواظبتی شایسته برخوردار نیست یا بر سر راه مانده، مکلف است آن بچه را به فرزندی بپذیرد.
مساله مهم دیگر در بدو تشکیل خانواده به چشم می‌خورد. پدر و مادر در انتخاب همسر برای دختر خود دخیل بودند اما دختر هم حق داشت در صورتی که داماد منتخب پدر و مادر را نپذیرفت، دست رد بر سینه او بزند. قوانین دوره ساسانی ازدواجی را که به زور صورت می‌گرفت، به منزله جرم و خیانت می‌شمرد. و این امر، از پیشرفت‌های بزرگ حقوق ساسانی بود. این در حالی است که در سرزمین‌های هم‌مرز ایران، دختر از این آزادی خبر نداشت. در بابل، دختر می‌بایست مردی را بپذیرد که پدرش برای وی در نظر گرفته بود و در هند، دختر مثل کالایی به مردی داده می‌شد که بیشترین پول را پرداخته بود. در چنین شرایطی، دختر ایرانی از امتیازهایی بیش از همه دختران مشرق زمین برخوردار بود و می‌توانست یار و همدم زندگیش را به میل و اراده خویش برگزیند. نمونه‌های چنین آزادی و اختیاری در شاهنامه کم نیستند.
شاهدخت رودابه هاماوران مخالف با نظر پدر، کاوس را به همسری خود برگزید، منیژه زیبا هم، به همین گونه، به سوی بیژن پهلوان، دشمن سوگند خورده پدرش افراسیاب نگریست.
کتایون همسر خویش را در انبوه خلق با پرتاب سیبی زرین به سوی او برگزید. پس از گزینش همسر، باید به حضور پدر دختر رفت و مراسم خواستگاری را به جا آورد. در این مرحله، کسان دختر بیش از هر چیز دیگر نگران خلق مادر شوهر بودند که خوشبختی نوعروس سراپا به آن بسته بود و این نگرانی‌ها نشان می‌دهد همان‌گونه که احترام به بنیان خانواده و قدر و منزلت آن در ایران باستان ریشه دارد، دعوای عروس و مادرشوهر هم ریشه‌ای بس کهن داشته است!






مقام زن در ایران باستان


در ایران باستان همیشه مقام زن و مرد برابر و در کنار هم ذکرشده است، حتی گروهی از ایزدان مانند آناهیتا زن هستند و در میان امشاسپندان، امرداد و خرداد و سپندارمذ، که صفات اهورامزدا است زن می‌باشند.
آنچه در اوستا آمده است همه نشانه ای از همسنگی زن و مرد است، در فروردین یشت چنین آورده شده: اینک فروهر همه مردان و زنان پاک را می‌ستائیم آنان که روان هایشان در خور ستایش و فروهر‌هایشان شایسته است اینک فروهر همه مردان و زنان پاکدین را می‌ستائیم.
در زمان شاهنشاهی هخامنشیان، براساس لوح های گلی تخت جمشید زنان هم دوش مردان در ساختن کاخ های شاهان هخامنشی دست داشتند و دستمزد برابر دریافت می‌نمودند، پیشه بیشتر زنان در دوره هخامنشیان صیقل دادن نهائی سنگ نگاره ها و همچنین دوخت و دوز و خیاطی بوده است. بنابراین در شاهنشاهی بزرگ هخامنشی با برابری و تساوی حقوق زنان با مردان سر و کار داریم.
باید خاطرنشان کرد که زنان در زمان بارداری و با بدنیا آوردن کودکی برای مدتی از کار معاف می‌شدند، اما از حداقل حقوق برای گذران زندگی برخوردار می‌گشتند و علاوه بر آن اضافه حقوقی بصورت مواد مصرفی ضروری زندگی دریافت می‌نمودند، همچنین در گل نوشته های تخت جمشید شاهد آن هستیم که در کارگاههای خیاطی، زنان بعنوان سرپرست و مدیر بودند و گاه مردان زیردست زنان قرار می‌گرفتند.
اما زنان خاندان شاهی از موقعیت دیگری برخوردار بودند، آنان می‌توانستند به املاک بزرگ سرکشی کنند و کارگاه های عظیم را با همه کارکنانش اداره و مدیریت می‌کردند و درآمدهای بسیار زیاد داشتند، اما باید خاطرنشان کرد که حسابرسی و دیوان سالاری هخامنشی حتی برای ملکه هم استثنا قائل نمی‌شد و محاسبه درآمد و مخارج از وی مطالبه می‌کرد.
در یکی از گل نوشته ها (لوح های گلی) رئیس تشریفات دربار داریوش بزرگ دستور تحویل 100 گوسفند را به ملکه صادر می‌کند تا درجشن بزرگ تخت جمشید که 2000 مهمان دعوت شده بودند، بکار روند.
دریکی از مهرهای بدست آمده از تخت جمشید زنی بلندپایه در صندلی تخت مانندی نشسته و پاهایش را روی چهارپایه ای گذارده و گل نیلوفری در دست دارد و تاجی برسرنهاده که چادری روی آن انداخته شده است و به تقلید از مجلس شاه، ندیمه ای در برابر او ایستاده و عود سوزی در آن دیده می‌شود. این مهر یکی از زنان ثروتمند دربار هخامنشی است که نقش مهمی ‌در مدیریت جامعه داشته است و دستورات خود را به این مهر منقوش می‌کرده است.
بنابراین با کمک گل نوشته های تخت جمشید تصویری کاملا نو از زنان و ملکه های هخامنشی بدست می‌آوریم که برخلاف ادعای نویسندگان یونانی، که آنها را عروسکهایی محبوس در حرم سراها می‌دانستند، نه تنها همدوش مردان در آئین های مذهبی شرکت می‌کردند، بلکه در صحنه زندگی و در اداره امور کشور هم نقش و شخصیت مستقل خویش را حفظ می‌کردند. بررسی دقیق لوح های دیوانی تخت جمشید نشان می‌دهد، که زن در دوران فرمانروائی هخامنشیان بویژه در زمان شاهنشاهی داریوش بزرگ از چنان مقامی ‌برخوردار بودند که در میان همه خلق های جهان باستان نظیر نداشت

+ نوشته شده در  سه شنبه 25 فروردین1388ساعت 6:15 بعد از ظهر  توسط داداش سیا | 








+ نوشته شده در  شنبه 22 فروردین1388ساعت 6:13 بعد از ظهر  توسط داداش سیا | 
در آینده ایی نزدیك زنان دیگر احتیاجی به مردان نخواهند داشت
محققان دانشگاه نیوكاسل در انگلستان با دستیابی به یك موفقیت علمی، توانستند نیاز زنان به مردان را برای مادر شدن برطرف كنند! بر این اساس شاید در آینده ای نزدیك زنان برای بچه دار شدن هیچ احتیاجی به مردان نداشته باشند!
محققان دانشگاه نیوكاسل توانستند با گرفتن حجره های سلولی از تخمدان زنان (امبریو زنان) و تبدیل آن به اسپرم موفقیت بزرگی را امضا كنند. این یافته اولین گام استقلال كامل زنان از مردان می باشد. تحقیقات قبلی در این زمینه به برداشتن نمونه هایی ازسلولهای بنیادی استخوان مردان و تولید اسپرم از آن منحصر می شد. حال محققان علاوه بر روشهای فوق، خود را برای تبدیل حجره های مغز استخوان زنان به اسپرم آماده می كنند.
به نوشته روزنامه پوستا چاپ تركیه، اگر محققان علم بتوانند از مغز استخوان زنان به تولید اسپرم دست یابند زنان می توانند نوزادی كاملا همسان با DNA ی خودشان داشته باشند.
فرق بین جنسیت مرد و زن از تفاوت كروموزومی آنها ناشی می شود. در هردو جنسیت، كروموزومهای X وجود دارد اما برای تولید اسپرم به كروموزوم Y نیز احتیاج است.
به دلیل عدم وجود كروموزوم Y در زنان برخی محققان اعتقاد دارند یك اسپرم خالص از زنان به دست نخواهد آمد و در صورت بدست آمدن اسپرم از زنان، نوزاد قطعا دختر خواهد شد
+ نوشته شده در  شنبه 22 فروردین1388ساعت 6:12 بعد از ظهر  توسط داداش سیا | 

33msftg.jpg

 

می خواهید رابطه ای بی نقص داشته باشید؟

شخصی به یکی از مؤسسات همسریابی مراجعه کرد و گفت:

-          من به دنبال یک همسر می گردم.

لطفاً به من کمک کنید تا همسر مناسبی پیدا کنم.

مسئول مربوطه پرسید-          لطفاً خواسته های خودتان را بگوئید

 

-         خوشگل، مؤدب، شوخ طبع، اهل ورزش، با معلومات، خوب برقصد و بخواند. مایل

باشد در تمامی ساعاتی از  روز که در خانه هستم و بیرون نرفتم منو سرگرم کند  .. وقتی

به همدم احتیاج دارم برای من داستان های جالبی تعریف کند و هر وقت که خواستم

استراحت کنم ساکت باشد

مسئول مؤسسه با دقت به حرفهای او گوش کرد و در پاسخ گفت

-          فهمیدم. شما به تلویزیون احتیاج دارید

مثلی هست که می گوید زوج بی نقص از یک زن کور و یک مرد کر درست شده است،

زیرا زن کور نمی تواند خطاهای شوهر را ببیند و مرد کر قادر به شنیدن غرغرهای زن

نیست. بسیاری از زوجها در مراحل اول آشنائی  کور و کر هستند و رؤیای یک رابطه بی

نقص را می بینند. بدبختانه، وقتی هیجانهای اولیه فرو می نشیند،

بیدار می شوند و متوجه می شوند که ازدواج به معنی بستری از گلهای رُز نیست.

 و کابوس آغاز می شود.

+ نوشته شده در  یکشنبه 16 فروردین1388ساعت 7:41 بعد از ظهر  توسط داداش سیا | 

+ نوشته شده در  یکشنبه 16 فروردین1388ساعت 7:33 بعد از ظهر  توسط داداش سیا | 

 

 

 *ادیسون* در سنین پیری پس از كشف

 لامپ، یكی از ثروتمندان آمریكا به

 شمار میرفت

 و درآمد سرشارش را تمام و كمال در

 آزمایشگاه مجهزش كه ساختمان

 بزرگی بود هزینه

 می كرد...

 

 این آزمایشگاه، بزرگترین عشق

 پیرمرد بود. هر روز اختراعی جدید

 در آن شكل می

 گرفت تا آماده بهینه سازی و ورود

 به بازار شود.

 

 در همین روزها بود كه نیمه های شب

 از اداره آتش نشانی به پسر ادیسون

 اطلاع

 دادند، آزمایشگاه پدرش در آتش می

 سوزد و حقیقتا كاری از دست كسی بر

 نمی آید و

 تمام تلاش ماموان فقط برای

 جلوگیری از گسترش آتش به سایر

 ساختمانها است!

 

 آنها تقاضا داشتند كه موضوع به

 نحو قابل قبولی به اطلاع پیرمرد

 رسانده شود...

 

 پسر با خود اندیشید كه احتمالا

 پیرمرد با شنیدن این خبر سكته می

 كند و لذا از

 بیدار كردن او منصرف شد و خودش را

 به محل حادثه رساند و با کمال تعجب

 دید كه

 پیرمرد در مقابل ساختمان

 آزمایشگاه روی یك صندلی نشسته است

 و سوختن حاصل تمام

 عمرش را نظاره می كند!!!

 

 پسر تصمیم گرفت جلو نرود و پدر را

 آزار ندهد. او می اندیشید كه پدر

 در بدترین

 شرایط عمرش بسر می برد.

 

 ناگهان پدر سرش را برگرداند و پسر

 را دید و با صدای بلند و سر شار از

 شادی گفت:

 پسر تو اینجایی؟ می بینی چقدر

 زیباست؟!! رنگ آمیزی شعله ها را می

 بینی؟!! حیرت

 آور است!!!

 

 من فكر می كنم كه آن شعله های بنفش

 به علت سوختن گوگرد در كنار فسفر

 به وجود

 آمده است! وای! خدای من، خیلی

 زیباست! كاش مادرت هم اینجا بود و

 این منظره زیبا

 را می دید. كمتر كسی در طول عمرش

 امكان دیدن چنین منظره زیبایی را

 خواهد داشت!

 نظر تو چیست پسرم؟!!

 

 پسر حیران و گیج جواب داد: پدر

 تمام زندگیت در آتش می سوزد و تو

 از زیبایی رنگ

 شعله ها صحبت می كنی؟!!!!!!

 

 چطور میتوانی؟! من تمام بدنم می

 لرزد و تو خونسرد نشسته ای؟!

 

 پدر گفت: پسرم از دست من و تو كه

 كاری بر نمی آید. مامورین هم كه

 تمام تلاششان

 را می كنند. در این لحظه بهترین

 كار لذت بردن از منظره ایست كه

 دیگر تكرار

 نخواهد شد...!

 

 در مورد آزمایشگاه و باز سازی یا

 نو سازی آن فردا فكر می كنیم! الآن

 موقع این

 كار نیست! به شعله های زیبا نگاه

 كن كه دیگر چنین امكانی را نخواهی

 داشت!!!

 

 *توماس آلوا ادیسون* سال بعد مجددا

 در آزمایشگاه جدیدش مشغول كار بود

 و همان

 سال یكی از بزرگترین اختراع بشریت

 یعنی ضبط صدا را تقدیم جهانیان

 نمود. آری او

 گرامافون را درست یك سال پس از آن

 واقعه اختراع کرد

+ نوشته شده در  یکشنبه 16 فروردین1388ساعت 7:26 بعد از ظهر  توسط داداش سیا | 
Image and video hosting by TinyPic
+ نوشته شده در  سه شنبه 6 اسفند1387ساعت 0:26 قبل از ظهر  توسط داداش سیا | 
نزدیك تر شدن به ایام انتخاببت ریاست جمهوری، ظاهراً برخی كاندیداها از هر فرصتی جهت بهره برداری تبلیغاتی به نفع خود استفاده می كنند.

به گزارش خبرنگار خبرگزاری «انتخاب»، در شرایطی  كه چندی پیش وزیر ارشاد درباره گلشیفته فراهانی گفته بود؛ «هر كس قانون را زیر پا بگذارد خودش هم زیر پا گذاشته می شود»،  جواد شمقدری مشاور هنری رییس جمهور كه سابقه ساخت فیلم "طوفان شن" و "فیلم انتخاباتی احمدی نژاد" را در سوابق خود دارد گفت: نظر آقای احمدی نژاد این است كه خانم فراهانی همین امروز به تهران بازگردد.

وی در برنامه سینما صدای رادیو گفت وگو كه به مناسبت موفقیت فیلم «درباره الی...» در برلین در جشنواره فجر برگزار می شد روی خط رادیو حاضر شد و از مشكل بازیگر این فیلم سخن گفت؛ «تصمیم گیری درباره بازگشت یا برخورد با این بازیگر در حیطه اختیارات من نیست اما اگر در اختیار من بود می گفتم ایشان همین الان برگردد. تا آنجا كه می دانم آقای احمدی نژاد هم همین نظر را دارند. خانم فراهانی خطایی كرده و بعد پشیمان شده است.»

او در ادامه حرف هایش به نقش های قبلی گلشیفته اشاره كرد و گفت؛ «خانم فراهانی از خانواده هنرمندی است. پدرش آقای فراهانی سال های زیادی در عرصه فرهنگ كشور خدمت كرده است. خود گلشیفته فراهانی در فیلم «میم مثل مادر» مرحوم ملاقلی پور نقشی را بازی كرد كه دل میلیون ها ایرانی را به درد آورد. حالا خطایی كرده و بعد پشیمان شده است. فكر می كنم مسوولان جامعه اسلامی باید با سعه صدر با این موضوع برخورد كنند.»

شده و خطاكار باید هزینه یی بابت آن بپردازد اما من فكر می كنم ممكن است روزنامه ها حرف های آقای صفار را بالا، پایین كرده باشند. در هر صورت این بازیگر بخش عمده یی از خطایش را در جشنواره برلین جبران كرد.»

شمقدری در بخش دیگری از حرف هایش درباره دفاع از اكران فیلم «درباره الی...» سخن گفت؛ «من احساس كردم فارغ از اینكه فیلم چه هست یا خطای بازیگر چیست، عدم اكران فیلم غلط است چراكه هر فیلم حقوق مادی و معنوی دارد. ما هم فیلمساز هستیم پس فردا ممكن است بازیگر ما خطایی انجام دهد این درست نیست كه یك فیلم به خاطر خطای یك بازیگر توقیف شود.»

او با اعلام این موضوع كه فیلم درباره الی... را در موقع حمایت ندیده بوده، گفت؛ «من نفس عمل را غلط می دانستم. فیلم را هم ندیده بودم به خاطر همین دست به كار شدم، یك دیدار كوتاه با رئیس جمهور داشتم و حرف ها را مكتوب كردم، ایشان هم وارد عمل شدند.»

شمقدری با بیان اینكه من یك بار دیگر هم در این عرصه قدم برداشته ام، گفت؛ «شیوه توقیف فیلم شیوه غلطی است.

من معتقدم دلیلی برای توقیف فیلم سنتوری وجود نداشت. این موضوع فقط برای نظام ایجاد هزینه كرد و تصویر نادرستی در خارج از كشور نشان داده شد. بالاخره مهرجویی فیلم «گاو» را ساخته است. فیلمساز قدیمی و ارزشی است نباید با فیلمش این گونه برخورد شود.»

او با اشاره به دیدار كارگردانان و احمدی نژاد حرف هایش را این گونه ادامه داد؛ «در آن دیدار گفتم به جای آوردن سوبسید در تولید بهتر است فیلم ها در مسیر اكران قرار گیرند. فیلمی كه پروانه ساخت گرفته و حمایت شده باید مسیر خودش را طی كند.»

او بار دیگر در این برنامه رادیویی كه اجرای آن را فرزاد حسنی بر عهده دارد با طعنه به سیاست های وزارت ارشاد گفت؛ «توقیف هر فیلم غیر از خسارت مادی، خسارت معنوی فیلمساز و هنرمندان را هم دربر می گیرد. نباید فیلم را نگه داریم به دلیل اینكه به مذاق مان خوش نیامده است.»

+ نوشته شده در  سه شنبه 6 اسفند1387ساعت 0:7 قبل از ظهر  توسط داداش سیا | 
فردا روزی بود که قرار بود من به همراه چندتا از بچه ها به جبهه اعزام بشیم . با اینکه خیلی دوست داشتم جنگ رو از نزدیک احساس کنم اما خیلی نگران بودم شاید به خاطر این بود که از مرگ میترسیدم . اتفاقا از بین زندانیها چندتا خانم بودن که قرار بود فردا صبح اعدام بشن . جرم اکثرشون سیاسی بود . و بعضی هاشون هم مجرد بودن (همینطور که میدونین اعدام خانمهای مجرد طبق قوانین نانوشته جمهوری اسلامی ایران ممنوعه) شب بعد از شام و خوندن دست جمعی دعای کمیل ، رئیس زندان همه بچه ها رو صدا کرد و گفت : برای برادرانی که فردا به سلامتی عازم جبهه هستند خبر خوبی دارم . امشب شبی هست که میتونن از بین زنان مجردی که قراره فردا اعدام بشن اونی رو که مایل هستن انتخاب کنن و حاج آقا رضایی هم تشریف آوردن تا هر زنی رو که خواستن امشب موقتا به عقد برادرا دربیارن و درواقع امشب زحمت خطبه عقد با حاج آقاست…حالا برای سلامتی امام و اسلام صلوات جمیع خطب کن و…

برای یک لحظه هراس عجیبی تمام تنم رو فرا گرفت . اصلا فکر نمیکردم شبی که قرار بود شب اعزامم به جبهه باشه شب عروسی هم باشه . به سمت سالنی رفتیم که دختران زندانی اونجا به صف ایستاده بودند . جالب اینکه بعضی بچه ها که همراه من بودند مجرد نبودند اما حاظر بودند که این کار رو انجام بدند اما برخی ها با اینکه مجرد هم بودند نیامده بودند . با دید دخترها  یک لحظه میخواستم برگردم . اما سهیل که یکی از دوستام بود و سه چهار سالی سنش از من بیشتر بود گفت کجا میری مجید. وبا خنده ادامه داد نکنه میخوای ناکام از دنیا بری؟!از این شوخیش اصلا خوشم نیومد اما هرچی بود وسوسه شدم که بمونم . در نهایت هر کدوم از بچه ها دختری رو انتخاب کرد و حاج آقا رضایی که روحانی زندان بود یکی یکی دخترا رو به عقد چند ساعته بچه ها در می آورد.یادمه بعضی از دخترا راضی به این کار نبودن اما چاره ای نبود. محال بود رئیس زندان اجازه بده دختری باکره اعدام بشه. تقریبا برای هر کدوم از ما یک دختر میرسید.نوبت من شد. دختری که انتخاب کرده بودم چهره معصومی داشت اسمش لیلا بود . حاج آقا رضایی صیغه عقد رو خوند و منو لیلا حالا زن و شوهر بودیم. اونم چه زن و شوهری…زنی که قرار بود فردا صبح اعدام بشه.
از لیلا پرسیدم به چه جرمی به اعدام محکوم شده ؟ گفت یک روز به همراه دوستش در یکی از جلسات حزب توده شرکت کرده و از بخت بد همون شب مامورها ریختن تو خونه و همشون رو گرفتن.میگفت که برای اولین بار بوده که تو جلسات سیاسی شرکت میکرده و فکر نمیکرده که روزی همچین اتفاقی براش بیفته.ازم خواست که کاری براش بکنم.اما من فقط یک مامور بودم .چه کاری میتونستم بکنم.کاری براش از دستم ساخته نبود.با خودم فکر میکردم لازمه امثال لیلا قربانی بشن تا اسلام پایدار بمونه.بهترین و سخت ترین شب زندگیم همون شبی بود که تو زندان با لیلا بودم.اون شب به سرعت گذشت . صبح لیلا رو بوسیدم و ازش خداحافظی کردم.گفتم حلالم کن شاید شهید بشم.لیلا سرشو پایین انداخت و هیچی نگفت.چند دقیقه بعد از پنجره میدیدمش که اونو همراه بقیه زنها به سمت اعدام میبرن.لیلا اولین دختری بود که باهش بودم بخاطر همینم برام خیلی سخت بود.اون روز عازم جبهه شدم.چند وقت بعد از بعضی بچه ها که تو زندان بودند شنیدم که وقتی پدر و مادر لیلا برای تحویل گرفتن جنازه اش اومده بودن ۱۳۰۰ تومن از طرف دولت بهشون میدادن و میگفتن دخترتون دیشب عروس شده اینهم مهریه اش

+ نوشته شده در  چهارشنبه 30 بهمن1387ساعت 7:37 بعد از ظهر  توسط داداش سیا | 
f3w53cr25w56yfsmwbfp.jpg 
+ نوشته شده در  دوشنبه 28 بهمن1387ساعت 7:23 بعد از ظهر  توسط داداش سیا | 
دخترانی که برای عمل زیبایی بینی به بیمارستان آیت الله کاشانی اصفهان مراجعه می کردند، پس از عمل متوجه می شدند که بکارت خود را از دست داده اند. به دنبال شکایت این دختران به نیروی انتظامی اصفهان، نیروی انتظامی دوربین مداربسته ای را به صورت نا محسوس در اتاق عمل قرار داد و مشخص شد که پزشک بیهوشی این عمل زشت را با این دختران انجام داده است.
عکس های منتشر شده از این اتفاق شرم آور به قدری تکان دهنده است که تنها یک عکس از این عمل قبیحانه منتشر شده است.

23mokz4.jpg
+ نوشته شده در  دوشنبه 28 بهمن1387ساعت 7:19 بعد از ظهر  توسط داداش سیا | 
14bnlsp.jpg



به گزارش روزنامه سان ، الفى پسر 13 سالۀ انگلیسی كه چهره‌اش او را بیش از 8 سال نشان نمى‌دهد از دوست دختر 15 سالۀ خود (چنتل) صاحب فرزند دخترى شد. آن دو وقتى ‌از موضوع مطلع شدند تصمیم به سقط جنین گرفتند اما بعد پسرك فكر كرد بد نیست كه پدر شدن را نیز تجربه كند. الفى كه هیچ درآمدى ندارد و تنها گاهى اوقات حدود 10 پوند از پدرش پول تو جیبى دریافت مى‌كزده است به گفتۀ خود هیچگاه عواقب این تصمیم خود را نسنجیده بوده است. پسرك شرح مى‌دهد كه در سال گذشته زمانى‌كه تنها 12 سال داشته است براى ‌اولین بار ارتباط را با دوست دخترش تجربه كرده كه نتیجه‌اش چنین شده است. پدر الفى كه با این چالش روبرو شده است اظهار مى‌دارد كه دیگر براى هر تصمیمى دیر شده است و تنها باید مطمئن شد كه پسرش در این سن به فكر بدنیا آوردن بچۀ دیگرى ‌نباشد.

 

الفی و دخترش

1.jpg

 


الفی و دوست دخترش چنتل به همراه نوزاد دخترشان میسی

2.jpg


چنتل و مادرش و دخترش

7.jpg

 

3.jpg

5.jpg

6.jpg

4.jpg

پدر شدن یك پسر بچه 13 ساله انگلیسی بر نگرانی‌های مردم این كشور درباره بالا بودن شمار بارداری‌ها در میان نوجوانان انگلیسی افزوده است.

به گزارش فارس، كشور انگلیس، در میان تمام كشورهای اروپای غربی، بیشترین شمار بارداری را در میان دختران نوجوان داراست.

شمار بارداری‌های دختران نوجوان در انگلیس 2 برابر تعداد بارداری‌های دختران نوجوان در كشورهای فرانسه و آلمان است.
بر اساس تازه‌ترین ارقام منتشر شده توسط اداره آمار ملی انگلیس، تعداد بارداری‌های زیر سن 16 سال در انگلیس در سال 1999 به میزان 3/8درصد بود اما این میزان در سال 2006 كاهش پیدا كرد و به 8/7 درصد رسید . البته شمار بارداری ها در میان دختران نوجوان در انگلیس همچنان بالا است.

انتشار خبر مربوط به پدر شدن یك پسر بچه 13 ساله در انگلیس، شوك و حیرت شمار بسیاری از مردم این كشور را به دنبال داشته است.

الفی پتن Alfie Patten پسر بچه 13 ساله انگلیسی و شانتل استیدمن دوست دختر 15 ساله وی كه ساكن منطقه ساسكس Sussex در جنوب شرق انگلیس هستند، صاحب فرزند شده‌اند .

دیوید كامرون رهبر حزب محافظه كار انگلیس با ابراز نگرانی از روند رو به افزایش بارداری در میان دختران نوجوان انگلیسی گفت: این روند كه بچه‌ها امروزه در این كشور بچه دار می‌شوند یك روند بسیار نگران كننده است.

دیوید كامرون افزود: این خیلی خوب است كه شاهد بزرگ شدن بچه‌ها و پدر و مادر شدن آنها باشیم اما نه اینكه در حالی كه خودشان هنوز بچه هستند صاحب بچه شوند و بچه‌ها نباید در این سن و سال به موضوع پدر و مادر شدن فكر كنند.

دیوید كامرون سپس گفت: وقوع چنین مسئله‌ای در این كشور واقعأ نگران كننده است و این مشكلی است كه در نتیجه اشتباه عمل كردن به وجود آمده است و باید این وضعیت درست شود.

ایان دانكن اسمیت از اعضاء حزب محافظه كار انگلیس كه مركزی به نام مركز عدالت اجتماعی را در انگلیس اداره می كند و پیشتر نیز رهبری حزب محافظه كار انگلیس را برعهده داشت، در اظهار نظر خود درباره این حادثه گفت: وجود این موردی كه اكنون رخ داده است و یك پسر بچه 13 ساله پدر شده است نمونه ای از آن نگرانی است كه حزب محافظه كار درباره آن صحبت كرده است و منظور حزب محافظه كار از نامیدن جامعه انگلیس به عنوان جامعه ای از هم گسیخته در واقع وجود چنین مواردی است.

ایان دانكن اسمیت با تأكید بر ضرورت رسیدگی به این مسائل و جلوگیری از وقوع آنها، گفت: این مشكلات در جوامع معینی به وقوع می‌‌پیوندند و لازم است تا به منظور حل این مسئله، توجه‌ها بر روی این جوامع متمركز شود.

گوردون براون نخست وزیر انگلیس نیز در واكنش به این حادثه گفت: من از جزئیات دقیق این مسئله اطلاعی ندارم اما معتقدم همگی‌مان به طور مسلم خواستار این هستیم كه از بارداری‌های سنین نوجوانان اجتناب شود .

از سوی دیگر، اد بالز وزیر كابینه دولت گوردون براون در امور مربوط به بچه‌ها، پدر شدن این پسر بچه 13 ساله انگلیسی را حادثه‌ای بسیار ناخوشایند و غیر عادی توصیف كرد و گفت: ما به عنوان یك جامعه می‌توانیم این اطمینان را به وجود آوریم كه شمار بارداری های نوجوانان در این كشور روند رو به پایینی را در پیش خواهد گرفت .

گفتنی است، الفی که چهره اش در حد یک پسر 8 ساله دیده می شود با قد 1.22 متر و دوست دخترش Chantelle که 2 سال از او بزرگتر است، چهار روز پیش ، صاحب یک فرزند دختر شدند.

وقتی خبرنگار از او سوال کرد ، هزینه نگهداری کودک را چگونه تأمین می کند، او پرسید:" هزینه یعنی چی؟"
ظاهرا مادر بچه ، در نحوه استفاده از قرص های ضدبارداری دچار اشتباه شده بود.

پدر الفی که دارای 9 فرزند است در این زمینه گفت:" شاید الان کمی دیر شده باشد ، اما حداقل من به او تذکر دادم که به فکر فرزند دیگر نباشند

+ نوشته شده در  دوشنبه 28 بهمن1387ساعت 7:16 بعد از ظهر  توسط داداش سیا | 
2w5lith.jpg
+ نوشته شده در  دوشنبه 28 بهمن1387ساعت 7:8 بعد از ظهر  توسط داداش سیا | 
108900.image

+ نوشته شده در  پنجشنبه 24 بهمن1387ساعت 7:17 بعد از ظهر  توسط داداش سیا | 
5yxcu0.jpg
+ نوشته شده در  چهارشنبه 23 بهمن1387ساعت 8:0 بعد از ظهر  توسط داداش سیا | 

funny-animals.jpg

funny+animals.jpg

rotateanimals.php

funny-dog-tm.jpg

funny-picture-in-a-sec-cat.jpg

funny_animals_pictures_45.jpg

cute-funny-animals-08.jpg

 

21.jpg

FunnyPart-com-scootercow.jpg

Time+to+Burp+the+Kitty.jpg

+ نوشته شده در  چهارشنبه 23 بهمن1387ساعت 7:53 بعد از ظهر  توسط داداش سیا | 
سعی كنید هنگام تردد در راهروهای اداره همیشه پرونده زیر بغل داشته باشید:
این ترتیب به نظر كارمند سخت كوشی میرسید كه قرار است در جلسه مهمی شركت كند. كسانی كه دستخالی این طرف و آن طرف میروند عاطل و باطل به نظر میرسند و تصور عموم از كسانی كه "روزنامه" زیر بغل دارند این است كه زیر كار در میروند و به جای آن وقت خود را صرف خواندن روزنامه و حل جداولش میكنند.

2)

 برای این كه به نظر برسد سرتان شلوغ است:
از كامپیوتر استفاده كنید. استفاده از از كامپیوتر درنگاه خیلی از كسانی كه چشم شان به شما می افتد مترادف "كار" است در حالی كه شما میتوانید فرصت را مغتنم شمرده و ایمیل های شخصی و دریافت و ارسال نمایید، چت كنید در مورد موضوعات مورد علاقه خود search كنید، وبلاگها و سایتهای مورد علاقه خود را نگاه كنید و بدون اینكه ذره ای كار انجام داده باشید حسابی خوش بگذرانید و اگر زمانی توسط رییستان گیر افتادید( كه حتما گیر می افتید) بهترین دفاع این است كه ادعا كنید در حال یادگیری نرم افزار جدیدی هستید كه به نوعی به كارتان مرتبط است.

3)

میز كارتان را به هم بریزید !:
اطراف خودتان را حسابی با اسناد و جزوات و اوراق پركنید. در نگاه افراد حجم كاری كه دیده میشود مهم است. اگر میدانید قرار است كسی در دفتر كارتان در مورد كارش با شما دیدار داشته باشد اسناد و مدارك مربوط به او را در میان اوراق خود گم و گور كنید و بعد در حضور او دنبالشان بگردید.

4)

از منشی تلفنی استفاده كنید و حتی المقدرود به تماس ها پاسخ ندهید: افراد برای این كه چیزی به

 شما بدهند با شما تماس نمیگیرند، آن ها تماس میگیرند تا شما برای آنها كاری انجام دهید و فقط بلدند برای شما دردسر بسازند و این منصفانه نیست!!!!

5)

ظاهری آشفته و پریشان داشته باشید !:
ظاهر پریشان شما رییس تان را متقاعد میكند كه سر شما حسابی شلوغ است

6)

كاری كنید كه به نظر برسد تا دیروقت كار میكنید !:
همیشه دیر دفتر را ترك كنید به خصوص زمانی كه رییس تان در اداره است. میتوانید از این فرصت برای خواندن مجلات ، كتابها و سرگرمی های این چنینی كه همیشه قصدانجامشان را داشتید ولی فرصت نكرده اید استفاده كنید

7)

 آه بكشید:
زمانی كه افراد زیادی اطرافتان هستند وانمود كنید دارید به سختی كار میكنید و بعد با صدای بلند طوری كه همه بشنوند آه بكشید. تصور حجم بالای كاری كه دارید انجام میدهید آنها را تحت تاثیر قرار خواهد داد.

8)

از الفاظ قلمبه سلمبه استفاده كنید:
اگر چنین واژه هایی بلد نیستید معادل انگلیسی كلمات مرتبط با حوزه كاریتان را پیدا كنید و بخصوص هنگام صحبت كردن با مافوق خود به جای كلمات فارسی از آن ها در جملاتتان استفاده كنید. مهم نیست كه او متوجه آن چه می گویید می شود یا خیر، مهم این است كه شما تاثیرگذار به نظر میرسید

+ نوشته شده در  چهارشنبه 23 بهمن1387ساعت 7:29 بعد از ظهر  توسط داداش سیا | 
امریكا :

جنس: دختر

مکان: شمال اورگان، غرب ولایات المتحده

سن: بین بیست تا بیست و پنج

تحصیلات: فوق لیسانس رشته زیست شناسی، لیسانس بیوشیمی، دانشجوی دکترای میکروبیولوژی

موضوع پایان نامه: تاثیر میکرو ارگانیک های هوازی در محافظت گیاهان شاخه کریپتوناموس در برابر گرمایش جهانی

یک صحنه در حال فعالیت: دراز کشیده روی سینه، پاها باز … در حال فیلمبرداری از تغییرات سبزینه یک گیاه 4.5 سانتی متری در اراضی حفاظت شده نوادا… به مدت 7 ساعت

فعالیت های اجتماعی: عضو انجمن طرفدارن محیط زیست دختر زیر سی سال غرب آمریکا، عضو گروه حامیان طبیعت وحش اورگان، سخنران اجلاس ماهیانه گروه دانشجویان حافظ محیط زیست، عضو انجمن فارغ التحصیلان ارشد زیر سی سال، صاحب سایت اجتماعی "فمینیست های مذکر گرا" ، شعار نویس گردهمایی های بزرگ برابری طلبانه همجنس گرایان کالیفرنیا….

آخرین باری که یک مجله مد را ورق زد: سه سال پیش…وقتی که در اتاق انتظار دفتر یک وکیل زن نشسته بود.

نوع لباس: شلوار جین..کفش کوهنوردی..تی شرت سفید با نوشته Peace Now

نوع آرایش: ترم سوم دانشگاه فهمید مانیکور پدیکور چیست!!

قد: مایکل جکسون منهای 20 سانت

تاثیر وزنی: روی کاپوت بیفتد موتور پایین می آید

تعداد اس ام اس دریافتی: روزی سه تا

موضوع قالب اس ام اس: "رسیدی خونه عزیزم؟"

موضوع جالب روی دست: موی بلند در ناحیه ساعد

موسیقی مورد علاقه: کانتری

بیماری یا نارسایی: عطسه زیاد موقع طلوع آفتاب

محتویات داخل کوله: دستمال کاغذی، گوشی موبایل بلک بری، لپ تاپ، دفتر یادداشت، عینک دودی، دو سه تا خودکار، یک هندبوک رفرنس گیاه شناسی.. بلیط مترو

… …

ایران :  

جنس: دختر

مکان: شمال غرب تهران، ایران

سن: بین بیست تا بیست و پنج

تحصیلات: فوق دیپلم برق شاخه الکترونیک ، دانشجوی لیسانس کامپیوتر شاخه نرم افزار

موضع پایان نامه: تاثیر زبان برنامه نویسی C پلاس پلاس بر روابط دختر و پسر

یک صحنه در حال فعالیت: دراز کشیده به پشت روی تخت، با خودکار اشعار ترانه جدید امینم روی ساعد دست نوشته می شود.

فعالیت های اجتماعی: تجمع در یک 206 با همکلاسی ها و کل دست فرمان با پسری که کمری دارد.

آخرین باری که یک مجله مد را ورق زد: دیشب، ساعت دوازده و نیم…. در خانه دانشجویی دوستان

نوع لباس: شلوار پلنگی گشاد، تی شرت مشکی با عکس "50 سنت" ، کتانی به سایز 52 

نوع آرایش: لب- بریتنی، مو- کامرون دیاز، تتو ابرو- آنجلینا جولی،سایه- شقایق فراهانی، سینه- رنه زوئلنگر

قد: یک چهار پایه + 20 سانت

تاثیر وزنی: روی کاپوت بیفتد…. دوباره بر می گردد بالا !

تعداد اس ام اس دریافتی: روزی 167 تا

موضوع قالب اس ام اس: جغرافیا،فمینیسم، حکومت، لباس، جک، جواهر شناسی، عشق، روابط زن و شوهر، شب، ، سکــ س قبل از ازدواج، سلامت جنسی، مشاوره جنسی و کلمات قصار آنتونی رابینز

موضوع جالب روی دست: جای تیغ روی مچ

موسیقی مورد علاقه: هیوی متال

بیماری یا نارسایی: سوء تغذیه، میگرن مزمن، افسردگی شدید، زخم معده، پوکی استخوان، ریزش مو، عرق کف دست، پرخاشگری
محتویات داخل کوله: کبریت، چاقو، ام پی تری پلیر، گیم دستی پلی استیشن، لاک ناخن، استون، رژ، جزوه دانشگاه،مهره مار، یک اتود، سی دی آهنگ های رضا پیشرو و زدبازی، یک بسته اولترا لایت !
+ نوشته شده در  چهارشنبه 23 بهمن1387ساعت 7:27 بعد از ظهر  توسط داداش سیا | 

nqp9qb.jpg

 

2rorzti.jpg

 

1zqvm2f.jpg

 

2ur4ev4.jpg

 

23hwsyd.jpg

+ نوشته شده در  چهارشنبه 23 بهمن1387ساعت 7:26 بعد از ظهر  توسط داداش سیا | 
مردی می‌خواست زنش را طلاق دهد.

دوستش علت را جویا شد و او گفت: این زن از روز اول

همیشه می خواست من را عوض كند.

مرا وادار كرد سیگار و مشروب را ترك كنم..

لباس بهتر بپوشم، قماربازی نكنم، در سهام سرمایه‌گذاری

كنم و حتی مرا عادت داده كه به موسیقی كلاسیك گوش كنم

و لذت ببرم!

دوستش گفت: اینها كه می‌گویی كه چیز بدی نیست! مرد

گفت: ولی حالا حس می‌كنم كه دیگر این زن در شان من

نیست !

+ نوشته شده در  چهارشنبه 23 بهمن1387ساعت 7:26 بعد از ظهر  توسط داداش سیا | 
هر وقت نتوانستی گناه كسی را ببخشی بدان از بزرگی گناه او نیست بلكه از كوچكی قلب

 

توست .

خداوند با انعکاس اعمالمان یه سوی خودمان با ما رفتار می کند.

هیج سعادت و خوشبختی درداشتن و گرفتن وجود ندارد, نکته مهم درارایه دادن نهفته است.

هرگزاجازه ندهیدکه عادتها,اعمالتان را هدایت کنند.

استعداد درانزواشکوفاشده وشخصیت دررودخانه زندگی.

برای باطن و قلب خودت کارکن و بدان نفس عمل, مزد توست.

در نگاه كسانی كه پرواز را نمی فهمند ، هر چه بیشتر اوج بگیری كوچكتر خواهی شد.

 

همانند دریا باش كه اگر سنگی به سویت پرتاب شد سنگ غرق شود نه آنكه تو متلاطم شوی.

یادت باشه دنیا گرده,هر وقت احساس كردی به آخر رسیدی شاید در نقطه شروع باشی.

بازی زندگی اونی نیست که تاس خوب بیاریم , اینکه تاس بد رو خوب بازی کنیم.

به چشمی اعتماد کن که به جای صورت به سیرت تو می نگرد ، به دلی دل بسپار که جای خالی

برایت داشته باشد و دستی را بپذیر که باز شدن را بهتر از مشت شدن بلد است .

فرقی نمی کنه گودال آبی کوچک باشی یا دریایی بیکران.زلال که باشی آسمان در توست.

یادمان باشد از امشب خطایی نكنیم گرچه در خویش شكستیم صدایی نكنیم

یادمان باشد اگر خاطرمان تنها ماند طلب عشق ز هر بی سرو پایی نكنیم

+ نوشته شده در  شنبه 12 بهمن1387ساعت 7:34 بعد از ظهر  توسط داداش سیا | 

رهروان خسته را احساس خواهم داد
ماه های دیگری در آسمان كهنه خواهم كاشت
نورهای تازه ای در چشم های مات خواهم ریخت
لحظه ها را در دو دستم جای خواهم داد
سهره ها را از قفس پرواز خواهم داد
چشم ها را باز خواهم كرد
خواب ها را در حقیقت روح خواهم داد
دیده ها را از پس ظلمت به سوی ماه خواهم خواند
نغمه ها را در زبان چشم خواهم كاشت
گوش ها را باز خواهم كرد
آفتاب دیگری در آسمان لحظه خواهم كاشت
لحظه ها را در دو دستم جای خواهم داد
سوی خورشیدی دگر پرواز خواهم كرد

+ نوشته شده در  شنبه 12 بهمن1387ساعت 7:28 بعد از ظهر  توسط داداش سیا | 
چند روزی هست حالم دیدنیست.. حال من از این و آن پرسیدنیست ..

گاه بر روی زمین زل می زنم.. گاه بر حافظ تفاءل می زنم..

حافظ دیوانه فالم را گرفت.. یک غزل آمد که حالم را گرفت:..

" ما زیاران چشم یاری داشتیم خود غلط بود آنچه می پنداشتیم"
+ نوشته شده در  شنبه 12 بهمن1387ساعت 7:27 بعد از ظهر  توسط داداش سیا | 
شبی از پشت یک تنهایی نمناک و بارانی ، ترا با

لهجه گلهای نیلوفر صدا کردم

تمام شب برای با طراوت ماندن باغ قشنگ

آرزوهایت دعا کردم

پس از یک جستجوی نقره ای

در کوچه های آبی احساس

تو را از بین گلهایی که در تنهایی ام رویید ،

با حسرت جدا کردم

و تو در پاسخ آبی ترین موج تمنای دلم گفتی

دلم حیران و سرگردان چشمانی است رویایی

و من تنها برای دیدن زیبایی آن چشم

تو را در دشتی از تنهایی و حسرت رها کردم

همین بود آخرین حرفت

و من بعد از عبور تلخ و غمگینت

حریم چشمهایم را به روی اشکی ازجنس غروبِ

ساکت و نارنجی خورشید وا کردم

نمی دانم چرا رفتی

نمی دانم چرا، شاید خطا کردم

و تو بی آن که فکر غربت چشمان من باشی

نمیدانم کجا، تا کی،برای چه؟

ولی رفتی و بعد از رفتنت

باران چه معصومانه می بارید

و بعد از رفتنت یک قلب دریایی ترک برداشت

و بعد از رفتنت رسم نوازش در غمی خاکستری گم شد

و گنجشکی که هر روز از کنار پنجره

با مهربانی دانه بر می داشت

تمام بالهایش غرق دراندوه غربت شد

و بعد از رفتن تو آسمان چشمهایم خیس باران بود

و بعد از رفتنت انگار کسی حس کرد من بی تو

تمام هستی ام از دست خواهد رفت

کسی حس کرد من بی تو

هزاران باردر هر لحظه خواهم مرد

و بعد از رفتنت دریاچه بغضی کرد

کسی فهمید تو نام مرا از یاد خواهی برد

و من با آن که می دانم تو هرگزیاد من را

با عبورخود نخواهی برد

هنوز آشفته ی چشمان زیبای توام

برگرد!

ببین که سرنوشت انتظار من چه خواهد شد

و بعد از این همه طوفان و وهم و پرسش و تردید

کسی از پشت قاب پنجره آرام و زیبا گفت:

تو هم در پاسخ این بی وفایی ها بگو

در راه عشق و انتخاب آن خطا کردم

و من در حالتی ما بین اشک و حسرت و تردید

کنار انتظاری که بدون پاسخ و سردست

ومن در اوج پاییزی ترین ویرانی یک دل

میان غصه ای از جنس بغض کوچک یک ابر

نمی دانم چرا؟ شاید به رسم عادت پروانگی مان باز

برای شادی و خوشبختی باغ قشنگ آرزوهایت

دعا کردم.
+ نوشته شده در  شنبه 12 بهمن1387ساعت 7:17 بعد از ظهر  توسط داداش سیا | 

گفتم: پس این جاده‌ها تمومی ندارن؟

گفتی: نه...

گفتم: می‌دونستی جاده‌های منم هیچ وقت تمومی ندارن؟

گفتی: نه...

گفتم: وقتی که عاشق می‌شی، راه می‌افتی توی همه‌ی جاده‌های دنیا... من که هرچی می‌رم تموم نمی‌شن... آخه دنیا خیلی بزرگه...

+ نوشته شده در  شنبه 12 بهمن1387ساعت 7:13 بعد از ظهر  توسط داداش سیا | 
ایران: سرزمین نجیب زادگان (آریاییان)

آذربایجان: آتورپاتکان (نگهدار آتش)

آرژانتین: سرزمین نقرهآ

فریقای جنوبی: سرزمین بدون سرما (آفتابی)

آلبانی: سرزمین کوهنشینان

آلمان: سرزمین همه مردان یا قوم ژرمنآنگولا: از واژه نگولا که لقب فرمانروایان محلی بود

اتریش: شاهنشاهی شرق

اتیوپی: سرزمین چهره سوختگان

ارمنستان: سرزمین فرزندان ارمن (نام نبیره ی نوح (ع)

ازبکستان: سرزمین خودسالارها

اسپانیا: سرزمین خرگوش کوهی

استرالیا: سرزمین جنوبی

اسرائیل: جنگیده با خدا

افغانستان: سرزمین قوم افغانالسالوادور: رهایی بخش مقدس

امارات متحده عربی: شاهزاده نشین های یکپارچه عربی

انگلیس: سرزمین قوم آنگل

ایالات متحده امریکا: از نام آمریگو وسپوچی دریانورد ایتالیایی

ایرلند: سرزمین قوم ایر (شاید هم معنی با آریا)

ایسلند: سرزمین یخ

برزیل: چوب قرمزبریتانیا: سرزمین نقاشی شدگان

+ نوشته شده در  جمعه 11 بهمن1387ساعت 6:7 بعد از ظهر  توسط داداش سیا | 
showimage.aspx?id=18545&t=y&w=300&h=200&type=1

مردان باهوش، قدرت تولید مثلی بیشتری دارند

 

گروهی از پژوهشگران انستیتو روانپریشی اطلاعات بدست آمده از سربازان سابق ارتش آمریكا را در این پژوهش مورد تجزیه و تحلیل...

پژوهشگران اعلام كردند: مردان باهوش كه ضریب هوشی بالاتری دارند اسپرم‌هایی با كیفیت بهتر تولید می‌كنند.

گروهی از پژوهشگران انستیتو روانپریشی اطلاعات بدست آمده از سربازان سابق ارتش آمریكا را در این پژوهش مورد تجزیه و تحلیل قرار دارند.

این سربازان در طول جنگ ویتنام در ارتش خدمت می‌كردند.

این پژوهشگران دریافتند: سربازانی كه در آزمایشات هوش بهتر عمل می‌كنند، اسپرم‌های (سلولهای جنسی نر) آنها قدرت حركت بیشتری دارند، این توان حركتی در واقع قدرت بارورسازی اسپرم را افزایش می‌دهد.

این تحقیق در مجله «هوش» به چاپ رسیده است. یافته جدید از این ایده حمایت می‌كند كه بر اساس آن ژنهایی كه در صفت باهوشی نقش دارند ممكن است تاثیرات بیولوژیكی دیگری نیز داشته باشند.

البته این بدان معنا نیست كه تمام مردان در سطح ضریب هوشی متوسط اسپرم‌های ناتوان دارند.

+ نوشته شده در  جمعه 11 بهمن1387ساعت 5:33 بعد از ظهر  توسط داداش سیا | 
من از اون خاطره دارم


                                     من از اون خاطره دارم


                                                                   خاطراتي خوب و زيبا


                                                                                                  مثل زيبايي رويا


                                                                    من از اون خاطره دارم


                                           من از اون خاطره دارم


        خاطراتي خوب و شيرين


                                        مثل زيبايي آغاز


                                                            عاشقم عاشقم من


                                                                                        عاشقم از روز ازل


                                                                 پابند عشقش تا ابد


                                          من از اون خبر ندارم


                    اين من باور ندارم


                                          باور تنهايي موندن


                                                                    باور تنهايي خوندن


                                                                                             باور قافيه باختن


                                                                يا قمار عشق رو بردن


                                         توي اين ديار غربت


          حتي بودن حتي مردن


                                     عاشقم عاشقم من


                                                            عاشقم عاشقم از روز ازل


                                                                                              پابند عشقش تا ابد


                                                                 اگر ابر كه بارون ميزنه


                                  ميزنه به موج دريا ميزنه


   ميزنه به دشت و صحرا ميزنه


                                     دلم كه داره فرياد ميزنه


                                                                      عاشقم عاشقم من


                                                                                         عاشقم عاشقم من از روز ازل


                                               پابند عشقش تا ابد...

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 20 خرداد1387ساعت 5:1 بعد از ظهر  توسط داداش سیا | 
+ نوشته شده در  شنبه 28 اردیبهشت1387ساعت 8:32 بعد از ظهر  توسط داداش سیا |