![]() |
![]() |
|
| اینجا همه چی هست تو چی میخای بگو |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه 25 فروردین1388ساعت 6:36 بعد از ظهر توسط داداش سیا |
|
|
! ![]()
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه 25 فروردین1388ساعت 6:15 بعد از ظهر توسط داداش سیا |
|
![]() ![]() ![]() ![]() |
|
+ نوشته شده در
شنبه 22 فروردین1388ساعت 6:13 بعد از ظهر توسط داداش سیا |
|
|
در آینده ایی نزدیك زنان دیگر احتیاجی به مردان نخواهند داشت
محققان دانشگاه نیوكاسل در انگلستان با دستیابی به یك موفقیت علمی، توانستند نیاز زنان به مردان را برای مادر شدن برطرف كنند! بر این اساس شاید در آینده ای نزدیك زنان برای بچه دار شدن هیچ احتیاجی به مردان نداشته باشند! محققان دانشگاه نیوكاسل توانستند با گرفتن حجره های سلولی از تخمدان زنان (امبریو زنان) و تبدیل آن به اسپرم موفقیت بزرگی را امضا كنند. این یافته اولین گام استقلال كامل زنان از مردان می باشد. تحقیقات قبلی در این زمینه به برداشتن نمونه هایی ازسلولهای بنیادی استخوان مردان و تولید اسپرم از آن منحصر می شد. حال محققان علاوه بر روشهای فوق، خود را برای تبدیل حجره های مغز استخوان زنان به اسپرم آماده می كنند. به نوشته روزنامه پوستا چاپ تركیه، اگر محققان علم بتوانند از مغز استخوان زنان به تولید اسپرم دست یابند زنان می توانند نوزادی كاملا همسان با DNA ی خودشان داشته باشند. فرق بین جنسیت مرد و زن از تفاوت كروموزومی آنها ناشی می شود. در هردو جنسیت، كروموزومهای X وجود دارد اما برای تولید اسپرم به كروموزوم Y نیز احتیاج است. به دلیل عدم وجود كروموزوم Y در زنان برخی محققان اعتقاد دارند یك اسپرم خالص از زنان به دست نخواهد آمد و در صورت بدست آمدن اسپرم از زنان، نوزاد قطعا دختر خواهد شد |
|
+ نوشته شده در
شنبه 22 فروردین1388ساعت 6:12 بعد از ظهر توسط داداش سیا |
|
|
می خواهید رابطه ای بی نقص داشته باشید؟ شخصی به یکی از مؤسسات همسریابی مراجعه کرد و گفت: - من به دنبال یک همسر می گردم. لطفاً به من کمک کنید تا همسر مناسبی پیدا کنم. مسئول مربوطه پرسید- لطفاً خواسته های خودتان را بگوئید
- خوشگل، مؤدب، شوخ طبع، اهل ورزش، با معلومات، خوب برقصد و بخواند. مایل باشد در تمامی ساعاتی از روز که در خانه هستم و بیرون نرفتم منو سرگرم کند .. وقتی به همدم احتیاج دارم برای من داستان های جالبی تعریف کند و هر وقت که خواستم استراحت کنم ساکت باشد مسئول مؤسسه با دقت به حرفهای او گوش کرد و در پاسخ گفت - فهمیدم. شما به تلویزیون احتیاج دارید مثلی هست که می گوید زوج بی نقص از یک زن کور و یک مرد کر درست شده است، زیرا زن کور نمی تواند خطاهای شوهر را ببیند و مرد کر قادر به شنیدن غرغرهای زن نیست. بسیاری از زوجها در مراحل اول آشنائی کور و کر هستند و رؤیای یک رابطه بی نقص را می بینند. بدبختانه، وقتی هیجانهای اولیه فرو می نشیند، بیدار می شوند و متوجه می شوند که ازدواج به معنی بستری از گلهای رُز نیست. و کابوس آغاز می شود. |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه 16 فروردین1388ساعت 7:41 بعد از ظهر توسط داداش سیا |
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه 16 فروردین1388ساعت 7:33 بعد از ظهر توسط داداش سیا |
|
|
*ادیسون* در سنین پیری پس از كشف لامپ، یكی از ثروتمندان آمریكا به شمار میرفت و درآمد سرشارش را تمام و كمال در آزمایشگاه مجهزش كه ساختمان بزرگی بود هزینه می كرد...
این آزمایشگاه، بزرگترین عشق پیرمرد بود. هر روز اختراعی جدید در آن شكل می گرفت تا آماده بهینه سازی و ورود به بازار شود.
در همین روزها بود كه نیمه های شب از اداره آتش نشانی به پسر ادیسون اطلاع دادند، آزمایشگاه پدرش در آتش می سوزد و حقیقتا كاری از دست كسی بر نمی آید و تمام تلاش ماموان فقط برای جلوگیری از گسترش آتش به سایر ساختمانها است!
آنها تقاضا داشتند كه موضوع به نحو قابل قبولی به اطلاع پیرمرد رسانده شود...
پسر با خود اندیشید كه احتمالا پیرمرد با شنیدن این خبر سكته می كند و لذا از بیدار كردن او منصرف شد و خودش را به محل حادثه رساند و با کمال تعجب دید كه پیرمرد در مقابل ساختمان آزمایشگاه روی یك صندلی نشسته است و سوختن حاصل تمام عمرش را نظاره می كند!!!
پسر تصمیم گرفت جلو نرود و پدر را آزار ندهد. او می اندیشید كه پدر در بدترین شرایط عمرش بسر می برد.
ناگهان پدر سرش را برگرداند و پسر را دید و با صدای بلند و سر شار از شادی گفت: پسر تو اینجایی؟ می بینی چقدر زیباست؟!! رنگ آمیزی شعله ها را می بینی؟!! حیرت آور است!!!
من فكر می كنم كه آن شعله های بنفش به علت سوختن گوگرد در كنار فسفر به وجود آمده است! وای! خدای من، خیلی زیباست! كاش مادرت هم اینجا بود و این منظره زیبا را می دید. كمتر كسی در طول عمرش امكان دیدن چنین منظره زیبایی را خواهد داشت! نظر تو چیست پسرم؟!!
پسر حیران و گیج جواب داد: پدر تمام زندگیت در آتش می سوزد و تو از زیبایی رنگ شعله ها صحبت می كنی؟!!!!!!
چطور میتوانی؟! من تمام بدنم می لرزد و تو خونسرد نشسته ای؟!
پدر گفت: پسرم از دست من و تو كه كاری بر نمی آید. مامورین هم كه تمام تلاششان را می كنند. در این لحظه بهترین كار لذت بردن از منظره ایست كه دیگر تكرار نخواهد شد...!
در مورد آزمایشگاه و باز سازی یا نو سازی آن فردا فكر می كنیم! الآن موقع این كار نیست! به شعله های زیبا نگاه كن كه دیگر چنین امكانی را نخواهی داشت!!!
*توماس آلوا ادیسون* سال بعد مجددا در آزمایشگاه جدیدش مشغول كار بود و همان سال یكی از بزرگترین اختراع بشریت یعنی ضبط صدا را تقدیم جهانیان نمود. آری او گرامافون را درست یك سال پس از آن واقعه اختراع کرد |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه 16 فروردین1388ساعت 7:26 بعد از ظهر توسط داداش سیا |
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه 6 اسفند1387ساعت 0:26 قبل از ظهر توسط داداش سیا |
|
|
نزدیك تر شدن به ایام انتخاببت ریاست جمهوری، ظاهراً برخی كاندیداها از هر فرصتی جهت بهره برداری تبلیغاتی به نفع خود استفاده می كنند.
به گزارش خبرنگار خبرگزاری «انتخاب»، در شرایطی كه چندی پیش وزیر ارشاد درباره گلشیفته فراهانی گفته بود؛ «هر كس قانون را زیر پا بگذارد خودش هم زیر پا گذاشته می شود»، جواد شمقدری مشاور هنری رییس جمهور كه سابقه ساخت فیلم "طوفان شن" و "فیلم انتخاباتی احمدی نژاد" را در سوابق خود دارد گفت: نظر آقای احمدی نژاد این است كه خانم فراهانی همین امروز به تهران بازگردد. وی در برنامه سینما صدای رادیو گفت وگو كه به مناسبت موفقیت فیلم «درباره الی...» در برلین در جشنواره فجر برگزار می شد روی خط رادیو حاضر شد و از مشكل بازیگر این فیلم سخن گفت؛ «تصمیم گیری درباره بازگشت یا برخورد با این بازیگر در حیطه اختیارات من نیست اما اگر در اختیار من بود می گفتم ایشان همین الان برگردد. تا آنجا كه می دانم آقای احمدی نژاد هم همین نظر را دارند. خانم فراهانی خطایی كرده و بعد پشیمان شده است.» او در ادامه حرف هایش به نقش های قبلی گلشیفته اشاره كرد و گفت؛ «خانم فراهانی از خانواده هنرمندی است. پدرش آقای فراهانی سال های زیادی در عرصه فرهنگ كشور خدمت كرده است. خود گلشیفته فراهانی در فیلم «میم مثل مادر» مرحوم ملاقلی پور نقشی را بازی كرد كه دل میلیون ها ایرانی را به درد آورد. حالا خطایی كرده و بعد پشیمان شده است. فكر می كنم مسوولان جامعه اسلامی باید با سعه صدر با این موضوع برخورد كنند.» شده و خطاكار باید هزینه یی بابت آن بپردازد اما من فكر می كنم ممكن است روزنامه ها حرف های آقای صفار را بالا، پایین كرده باشند. در هر صورت این بازیگر بخش عمده یی از خطایش را در جشنواره برلین جبران كرد.» شمقدری در بخش دیگری از حرف هایش درباره دفاع از اكران فیلم «درباره الی...» سخن گفت؛ «من احساس كردم فارغ از اینكه فیلم چه هست یا خطای بازیگر چیست، عدم اكران فیلم غلط است چراكه هر فیلم حقوق مادی و معنوی دارد. ما هم فیلمساز هستیم پس فردا ممكن است بازیگر ما خطایی انجام دهد این درست نیست كه یك فیلم به خاطر خطای یك بازیگر توقیف شود.» او با اعلام این موضوع كه فیلم درباره الی... را در موقع حمایت ندیده بوده، گفت؛ «من نفس عمل را غلط می دانستم. فیلم را هم ندیده بودم به خاطر همین دست به كار شدم، یك دیدار كوتاه با رئیس جمهور داشتم و حرف ها را مكتوب كردم، ایشان هم وارد عمل شدند.» شمقدری با بیان اینكه من یك بار دیگر هم در این عرصه قدم برداشته ام، گفت؛ «شیوه توقیف فیلم شیوه غلطی است. من معتقدم دلیلی برای توقیف فیلم سنتوری وجود نداشت. این موضوع فقط برای نظام ایجاد هزینه كرد و تصویر نادرستی در خارج از كشور نشان داده شد. بالاخره مهرجویی فیلم «گاو» را ساخته است. فیلمساز قدیمی و ارزشی است نباید با فیلمش این گونه برخورد شود.» او با اشاره به دیدار كارگردانان و احمدی نژاد حرف هایش را این گونه ادامه داد؛ «در آن دیدار گفتم به جای آوردن سوبسید در تولید بهتر است فیلم ها در مسیر اكران قرار گیرند. فیلمی كه پروانه ساخت گرفته و حمایت شده باید مسیر خودش را طی كند.» او بار دیگر در این برنامه رادیویی كه اجرای آن را فرزاد حسنی بر عهده دارد با طعنه به سیاست های وزارت ارشاد گفت؛ «توقیف هر فیلم غیر از خسارت مادی، خسارت معنوی فیلمساز و هنرمندان را هم دربر می گیرد. نباید فیلم را نگه داریم به دلیل اینكه به مذاق مان خوش نیامده است.» |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه 6 اسفند1387ساعت 0:7 قبل از ظهر توسط داداش سیا |
|
|
فردا روزی بود که قرار بود من به همراه چندتا از بچه ها به جبهه اعزام بشیم . با اینکه خیلی دوست داشتم جنگ رو از نزدیک احساس کنم اما خیلی نگران بودم شاید به خاطر این بود که از مرگ میترسیدم . اتفاقا از بین زندانیها چندتا خانم بودن که قرار بود فردا صبح اعدام بشن . جرم اکثرشون سیاسی بود . و بعضی هاشون هم مجرد بودن (همینطور که میدونین اعدام خانمهای مجرد طبق قوانین نانوشته جمهوری اسلامی ایران ممنوعه) شب بعد از شام و خوندن دست جمعی دعای کمیل ، رئیس زندان همه بچه ها رو صدا کرد و گفت : برای برادرانی که فردا به سلامتی عازم جبهه هستند خبر خوبی دارم . امشب شبی هست که میتونن از بین زنان مجردی که قراره فردا اعدام بشن اونی رو که مایل هستن انتخاب کنن و حاج آقا رضایی هم تشریف آوردن تا هر زنی رو که خواستن امشب موقتا به عقد برادرا دربیارن و درواقع امشب زحمت خطبه عقد با حاج آقاست…حالا برای سلامتی امام و اسلام صلوات جمیع خطب کن و…
برای یک لحظه هراس عجیبی تمام تنم رو فرا گرفت . اصلا فکر نمیکردم شبی که قرار بود شب اعزامم به جبهه باشه شب عروسی هم باشه . به سمت سالنی رفتیم که دختران زندانی اونجا به صف ایستاده بودند . جالب اینکه بعضی بچه ها که همراه من بودند مجرد نبودند اما حاظر بودند که این کار رو انجام بدند اما برخی ها با اینکه مجرد هم بودند نیامده بودند . با دید دخترها یک لحظه میخواستم برگردم . اما سهیل که یکی از دوستام بود و سه چهار سالی سنش از من بیشتر بود گفت کجا میری مجید. وبا خنده ادامه داد نکنه میخوای ناکام از دنیا بری؟!از این شوخیش اصلا خوشم نیومد اما هرچی بود وسوسه شدم که بمونم . در نهایت هر کدوم از بچه ها دختری رو انتخاب کرد و حاج آقا رضایی که روحانی زندان بود یکی یکی دخترا رو به عقد چند ساعته بچه ها در می آورد.یادمه بعضی از دخترا راضی به این کار نبودن اما چاره ای نبود. محال بود رئیس زندان اجازه بده دختری باکره اعدام بشه. تقریبا برای هر کدوم از ما یک دختر میرسید.نوبت من شد. دختری که انتخاب کرده بودم چهره معصومی داشت اسمش لیلا بود . حاج آقا رضایی صیغه عقد رو خوند و منو لیلا حالا زن و شوهر بودیم. اونم چه زن و شوهری…زنی که قرار بود فردا صبح اعدام بشه. |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 30 بهمن1387ساعت 7:37 بعد از ظهر توسط داداش سیا |
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه 28 بهمن1387ساعت 7:23 بعد از ظهر توسط داداش سیا |
|
|
دخترانی که برای عمل زیبایی بینی به بیمارستان آیت الله کاشانی اصفهان مراجعه می کردند، پس از عمل متوجه می شدند که بکارت خود را از دست داده اند. به دنبال شکایت این دختران به نیروی انتظامی اصفهان، نیروی انتظامی دوربین مداربسته ای را به صورت نا محسوس در اتاق عمل قرار داد و مشخص شد که پزشک بیهوشی این عمل زشت را با این دختران انجام داده است.
عکس های منتشر شده از این اتفاق شرم آور به قدری تکان دهنده است که تنها یک عکس از این عمل قبیحانه منتشر شده است. |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه 28 بهمن1387ساعت 7:19 بعد از ظهر توسط داداش سیا |
|
پدر شدن یك پسر بچه 13 ساله انگلیسی بر نگرانیهای مردم این كشور درباره بالا بودن شمار بارداریها در میان نوجوانان انگلیسی افزوده است. |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه 28 بهمن1387ساعت 7:16 بعد از ظهر توسط داداش سیا |
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه 28 بهمن1387ساعت 7:8 بعد از ظهر توسط داداش سیا |
|
|
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه 24 بهمن1387ساعت 7:17 بعد از ظهر توسط داداش سیا |
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 23 بهمن1387ساعت 8:0 بعد از ظهر توسط داداش سیا |
|
|
||||
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 23 بهمن1387ساعت 7:53 بعد از ظهر توسط داداش سیا |
|
|
سعی كنید هنگام تردد در راهروهای اداره همیشه پرونده زیر بغل داشته باشید:
این ترتیب به نظر كارمند سخت كوشی میرسید كه قرار است در جلسه مهمی شركت كند. كسانی كه دستخالی این طرف و آن طرف میروند عاطل و باطل به نظر میرسند و تصور عموم از كسانی كه "روزنامه" زیر بغل دارند این است كه زیر كار در میروند و به جای آن وقت خود را صرف خواندن روزنامه و حل جداولش میكنند. 2) برای این كه به نظر برسد سرتان شلوغ است: میز كارتان را به هم بریزید !: 4) از منشی تلفنی استفاده كنید و حتی المقدرود به تماس ها پاسخ ندهید: افراد برای این كه چیزی به شما بدهند با شما تماس نمیگیرند، آن ها تماس میگیرند تا شما برای آنها كاری انجام دهید و فقط بلدند برای شما دردسر بسازند و این منصفانه نیست!!!! 5) ظاهری آشفته و پریشان داشته باشید !: 6) كاری كنید كه به نظر برسد تا دیروقت كار میكنید !: 7) آه بكشید: 8) از الفاظ قلمبه سلمبه استفاده كنید: |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 23 بهمن1387ساعت 7:29 بعد از ظهر توسط داداش سیا |
|
|
امریكا :
جنس: دختر مکان: شمال اورگان، غرب ولایات المتحده سن: بین بیست تا بیست و پنج تحصیلات: فوق لیسانس رشته زیست شناسی، لیسانس بیوشیمی، دانشجوی دکترای میکروبیولوژی موضوع پایان نامه: تاثیر میکرو ارگانیک های هوازی در محافظت گیاهان شاخه کریپتوناموس در برابر گرمایش جهانی یک صحنه در حال فعالیت: دراز کشیده روی سینه، پاها باز … در حال فیلمبرداری از تغییرات سبزینه یک گیاه 4.5 سانتی متری در اراضی حفاظت شده نوادا… به مدت 7 ساعت. فعالیت های اجتماعی: عضو انجمن طرفدارن محیط زیست دختر زیر سی سال غرب آمریکا، عضو گروه حامیان طبیعت وحش اورگان، سخنران اجلاس ماهیانه گروه دانشجویان حافظ محیط زیست، عضو انجمن فارغ التحصیلان ارشد زیر سی سال، صاحب سایت اجتماعی "فمینیست های مذکر گرا" ، شعار نویس گردهمایی های بزرگ برابری طلبانه همجنس گرایان کالیفرنیا…. آخرین باری که یک مجله مد را ورق زد: سه سال پیش…وقتی که در اتاق انتظار دفتر یک وکیل زن نشسته بود. نوع لباس: شلوار جین..کفش کوهنوردی..تی شرت سفید با نوشته Peace Now نوع آرایش: ترم سوم دانشگاه فهمید مانیکور پدیکور چیست!! قد: مایکل جکسون منهای 20 سانت تاثیر وزنی: روی کاپوت بیفتد موتور پایین می آید تعداد اس ام اس دریافتی: روزی سه تا موضوع قالب اس ام اس: "رسیدی خونه عزیزم؟" موضوع جالب روی دست: موی بلند در ناحیه ساعد موسیقی مورد علاقه: کانتری بیماری یا نارسایی: عطسه زیاد موقع طلوع آفتاب محتویات داخل کوله: دستمال کاغذی، گوشی موبایل بلک بری، لپ تاپ، دفتر یادداشت، عینک دودی، دو سه تا خودکار، یک هندبوک رفرنس گیاه شناسی.. بلیط مترو … … ایران : جنس: دختر مکان: شمال غرب تهران، ایران سن: بین بیست تا بیست و پنج تحصیلات: فوق دیپلم برق شاخه الکترونیک ، دانشجوی لیسانس کامپیوتر شاخه نرم افزار موضع پایان نامه: تاثیر زبان برنامه نویسی C پلاس پلاس بر روابط دختر و پسر یک صحنه در حال فعالیت: دراز کشیده به پشت روی تخت، با خودکار اشعار ترانه جدید امینم روی ساعد دست نوشته می شود. فعالیت های اجتماعی: تجمع در یک 206 با همکلاسی ها و کل دست فرمان با پسری که کمری دارد. آخرین باری که یک مجله مد را ورق زد: دیشب، ساعت دوازده و نیم…. در خانه دانشجویی دوستان نوع لباس: شلوار پلنگی گشاد، تی شرت مشکی با عکس "50 سنت" ، کتانی به سایز 52 نوع آرایش: لب- بریتنی، مو- کامرون دیاز، تتو ابرو- آنجلینا جولی،سایه- شقایق فراهانی، سینه- رنه زوئلنگر قد: یک چهار پایه + 20 سانت تاثیر وزنی: روی کاپوت بیفتد…. دوباره بر می گردد بالا ! تعداد اس ام اس دریافتی: روزی 167 تا موضوع قالب اس ام اس: جغرافیا،فمینیسم، حکومت، لباس، جک، جواهر شناسی، عشق، روابط زن و شوهر، شب، ، سکــ س قبل از ازدواج، سلامت جنسی، مشاوره جنسی و کلمات قصار آنتونی رابینز موضوع جالب روی دست: جای تیغ روی مچ موسیقی مورد علاقه: هیوی متال بیماری یا نارسایی: سوء تغذیه، میگرن مزمن، افسردگی شدید، زخم معده، پوکی استخوان، ریزش مو، عرق کف دست، پرخاشگری محتویات داخل کوله: کبریت، چاقو، ام پی تری پلیر، گیم دستی پلی استیشن، لاک ناخن، استون، رژ، جزوه دانشگاه،مهره مار، یک اتود، سی دی آهنگ های رضا پیشرو و زدبازی، یک بسته اولترا لایت ! |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 23 بهمن1387ساعت 7:27 بعد از ظهر توسط داداش سیا |
|
|
||||
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 23 بهمن1387ساعت 7:26 بعد از ظهر توسط داداش سیا |
|
|
مردی میخواست زنش را طلاق دهد.
دوستش علت را جویا شد و او گفت: این زن از روز اول همیشه می خواست من را عوض كند. مرا وادار كرد سیگار و مشروب را ترك كنم.. لباس بهتر بپوشم، قماربازی نكنم، در سهام سرمایهگذاری كنم و حتی مرا عادت داده كه به موسیقی كلاسیك گوش كنم و لذت ببرم! دوستش گفت: اینها كه میگویی كه چیز بدی نیست! مرد گفت: ولی حالا حس میكنم كه دیگر این زن در شان من نیست ! |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 23 بهمن1387ساعت 7:26 بعد از ظهر توسط داداش سیا |
|
|
هر وقت نتوانستی گناه كسی را ببخشی بدان از بزرگی گناه او نیست بلكه از كوچكی قلب
توست . خداوند با انعکاس اعمالمان یه سوی خودمان با ما رفتار می کند. هیج سعادت و خوشبختی درداشتن و گرفتن وجود ندارد, نکته مهم درارایه دادن نهفته است. هرگزاجازه ندهیدکه عادتها,اعمالتان را هدایت کنند. استعداد درانزواشکوفاشده وشخصیت دررودخانه زندگی. در نگاه كسانی كه پرواز را نمی فهمند ، هر چه بیشتر اوج بگیری كوچكتر خواهی شد.
همانند دریا باش كه اگر سنگی به سویت پرتاب شد سنگ غرق شود نه آنكه تو متلاطم شوی. یادت باشه دنیا گرده,هر وقت احساس كردی به آخر رسیدی شاید در نقطه شروع باشی. بازی زندگی اونی نیست که تاس خوب بیاریم , اینکه تاس بد رو خوب بازی کنیم. به چشمی اعتماد کن که به جای صورت به سیرت تو می نگرد ، به دلی دل بسپار که جای خالی برایت داشته باشد و دستی را بپذیر که باز شدن را بهتر از مشت شدن بلد است . فرقی نمی کنه گودال آبی کوچک باشی یا دریایی بیکران.زلال که باشی آسمان در توست. یادمان باشد از امشب خطایی نكنیم گرچه در خویش شكستیم صدایی نكنیم یادمان باشد اگر خاطرمان تنها ماند طلب عشق ز هر بی سرو پایی نكنیم |
|
+ نوشته شده در
شنبه 12 بهمن1387ساعت 7:34 بعد از ظهر توسط داداش سیا |
|
|
رهروان خسته را احساس خواهم داد |
|
+ نوشته شده در
شنبه 12 بهمن1387ساعت 7:28 بعد از ظهر توسط داداش سیا |
|
|
چند روزی هست حالم دیدنیست.. حال من از این و آن پرسیدنیست ..
گاه بر روی زمین زل می زنم.. گاه بر حافظ تفاءل می زنم.. حافظ دیوانه فالم را گرفت.. یک غزل آمد که حالم را گرفت:.. " ما زیاران چشم یاری داشتیم خود غلط بود آنچه می پنداشتیم" |
|
+ نوشته شده در
شنبه 12 بهمن1387ساعت 7:27 بعد از ظهر توسط داداش سیا |
|
|
شبی از پشت یک تنهایی نمناک و بارانی ، ترا با لهجه گلهای نیلوفر صدا کردم تمام شب برای با طراوت ماندن باغ قشنگ آرزوهایت دعا کردم پس از یک جستجوی نقره ای در کوچه های آبی احساس تو را از بین گلهایی که در تنهایی ام رویید ، با حسرت جدا کردم و تو در پاسخ آبی ترین موج تمنای دلم گفتی دلم حیران و سرگردان چشمانی است رویایی و من تنها برای دیدن زیبایی آن چشم تو را در دشتی از تنهایی و حسرت رها کردم همین بود آخرین حرفت و من بعد از عبور تلخ و غمگینت حریم چشمهایم را به روی اشکی ازجنس غروبِ ساکت و نارنجی خورشید وا کردم نمی دانم چرا رفتی نمی دانم چرا، شاید خطا کردم و تو بی آن که فکر غربت چشمان من باشی نمیدانم کجا، تا کی،برای چه؟ ولی رفتی و بعد از رفتنت باران چه معصومانه می بارید و بعد از رفتنت یک قلب دریایی ترک برداشت و بعد از رفتنت رسم نوازش در غمی خاکستری گم شد و گنجشکی که هر روز از کنار پنجره با مهربانی دانه بر می داشت تمام بالهایش غرق دراندوه غربت شد و بعد از رفتن تو آسمان چشمهایم خیس باران بود و بعد از رفتنت انگار کسی حس کرد من بی تو تمام هستی ام از دست خواهد رفت کسی حس کرد من بی تو هزاران باردر هر لحظه خواهم مرد و بعد از رفتنت دریاچه بغضی کرد کسی فهمید تو نام مرا از یاد خواهی برد و من با آن که می دانم تو هرگزیاد من را با عبورخود نخواهی برد هنوز آشفته ی چشمان زیبای توام برگرد! ببین که سرنوشت انتظار من چه خواهد شد و بعد از این همه طوفان و وهم و پرسش و تردید کسی از پشت قاب پنجره آرام و زیبا گفت: تو هم در پاسخ این بی وفایی ها بگو در راه عشق و انتخاب آن خطا کردم و من در حالتی ما بین اشک و حسرت و تردید کنار انتظاری که بدون پاسخ و سردست ومن در اوج پاییزی ترین ویرانی یک دل میان غصه ای از جنس بغض کوچک یک ابر نمی دانم چرا؟ شاید به رسم عادت پروانگی مان باز برای شادی و خوشبختی باغ قشنگ آرزوهایت دعا کردم. |
|
+ نوشته شده در
شنبه 12 بهمن1387ساعت 7:17 بعد از ظهر توسط داداش سیا |
|
|
گفتم: پس این جادهها تمومی ندارن؟ گفتی: نه... گفتم: میدونستی جادههای منم هیچ وقت تمومی ندارن؟ گفتی: نه... گفتم: وقتی که عاشق میشی، راه میافتی توی همهی جادههای دنیا... من که هرچی میرم تموم نمیشن... آخه دنیا خیلی بزرگه... |
|
+ نوشته شده در
شنبه 12 بهمن1387ساعت 7:13 بعد از ظهر توسط داداش سیا |
|
|
ایران: سرزمین نجیب زادگان (آریاییان)
آذربایجان: آتورپاتکان (نگهدار آتش) آرژانتین: سرزمین نقرهآ فریقای جنوبی: سرزمین بدون سرما (آفتابی) آلبانی: سرزمین کوهنشینان آلمان: سرزمین همه مردان یا قوم ژرمنآنگولا: از واژه نگولا که لقب فرمانروایان محلی بود اتریش: شاهنشاهی شرق اتیوپی: سرزمین چهره سوختگان ارمنستان: سرزمین فرزندان ارمن (نام نبیره ی نوح (ع) ازبکستان: سرزمین خودسالارها اسپانیا: سرزمین خرگوش کوهی استرالیا: سرزمین جنوبی اسرائیل: جنگیده با خدا افغانستان: سرزمین قوم افغانالسالوادور: رهایی بخش مقدس امارات متحده عربی: شاهزاده نشین های یکپارچه عربی انگلیس: سرزمین قوم آنگل ایالات متحده امریکا: از نام آمریگو وسپوچی دریانورد ایتالیایی ایرلند: سرزمین قوم ایر (شاید هم معنی با آریا) ایسلند: سرزمین یخ برزیل: چوب قرمزبریتانیا: سرزمین نقاشی شدگان |
|
+ نوشته شده در
جمعه 11 بهمن1387ساعت 6:7 بعد از ظهر توسط داداش سیا |
|
|
||||||||
|
+ نوشته شده در
جمعه 11 بهمن1387ساعت 5:33 بعد از ظهر توسط داداش سیا |
|
||||||||
|
من از اون خاطره دارم
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه 20 خرداد1387ساعت 5:1 بعد از ظهر توسط داداش سیا |
|
![]() |
|
+ نوشته شده در
شنبه 28 اردیبهشت1387ساعت 8:32 بعد از ظهر توسط داداش سیا |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
سلام من اومدم اینجا مال منه پس هرکی میاد مدیونه اگه نظر نده
|
|
RSS
|